X
تبلیغات
رایتل

پنج‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 01:24 ق.ظ
سال گفت فیلم اوردن نمی‌ری ببینیم؟
شام خورده بودیم و سال خوب بود.
به سینما رسیدیم و به سال گفتم غیر از سینمای شرکت که دوسال یه بار فیلم میاره این شهر هیچ چیز دیگه‌ای نداره. رفتم فیلما رو دیدم. سال گف کدوم رو بریم؟ نگاه کردم..سارا منجزی و نیوشا ضیغمی و ..گروه خوشکلای حال خوب کن سینما سریال ایران.. نمی‌دونم کی و نکیسا آسایش و نگار برائینی و این‌ها.
- اینا که همه تجاریه...چی رو ببینم.
- تجاری؟!...پس چی می‌خواستی ببینی؟ از اون فیلما که کارگردانش هم نفهمیده چی درست کرده یا چی گفته و بعدش هیچی‌اش رو متوجه نمی‌شی و روت نمی‌شه بگی متوجه نشدی و دقیقا برای همین فیلم باارزش و عالی می‌شه؟
- من اگه متوجه نشده باشم روم می‌شه بگم متوجه نشدم.دست تو جیبش می‌کنم سوئیچ رو برمی‌دارم ..در ماشین رو باز می‌کنم و می‌شینم.میاد سرشو رو می‌ده تو: کجا می‌خوای بریم؟
- این‌جا کجا داره بریم؟ حوصله‌ی دور زدن تو ماشین ندارم..بریم خونه ..
- فکر کردم خوشت میاد..
- می‌دونم..اگه جایی بودیم که مراسم سماع داش من رو می‌بردی؟
می‌شینه...مراسم سماع؟ شاید..کجا دیدی؟
به جایی که دیده بودم فکر می‌کنم: هیچ‌جا. به ذهنم رسید.
ماشین راه می‌افته..آدمای توی پوستر  فیلم نگام می‌کنن...اونام نمی‌دونن کجا دیدم که مراسم سماع داشته و کی دیده.