X
تبلیغات
رایتل

آیا من سخت می‌گیرم؟ یا احتیاج به هم‌دلی و درک و شعور دارم؟

یکشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 02:24 ب.ظ
به سال گفته بودم اگه کسی اومد نگو بمونه..حال خوبی ندارم. احتیاج به خلوت و تنهایی دارم. گفته بود باشه. تاکید کرده بودم کلی، حالا که اومدم این‌جا می‌شنوم که به فلانی وقتی با شیخ اینا اومدن خونه‌امون گفته بمون من جمعه می‌برمت.
عجیبه برام این کاراش.
حالم رو بد می‌کنه و حس می‌کنم خودخواهیِ عجیبی داره و بی‌اعتنایی زیادی تو وجودش هس.
بلافاصله زنگ زدم و به‌اش گفتم واقعا این موضوع صحت داره؟ به تته‌پته افتاد. که نه این رو نگفتم یه تعارف کردم اما گفته بود. فراموش کرده بود، اهمیت نداده بود من چی به‌اش گفته بودم و اصرار کرده بود کسی بمونه که من گفته بودم نمونه.
به‌اش گفتم توی لیست آدم‌هایی هست که نمی‌بخشمش. احترامی که براش دارم و احساسم به‌اش سرجاش اما توی این موارد نمی‌بخشمش، مهم نیس اگه براش مهم نباشه که نبخشمش اما به مرور نتیجه‌ی این نبخشیدن رو حس خواهد کرد. اگر هم حس نکنه مهم نیس.

مهم اینه که من حس می‌کنم چطور و کی و چرا دارم از قلبم دورش می‌کنم.