X
تبلیغات
رایتل

چای انگشت‌خورده

یکشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 01:29 ب.ظ
زیبا من رو می‌بره با خودش دانشگا...یکی از معلما همکلاسی‌شه..مرد گنده‌ائیه..ماهی‌فروشه..هشتا بچه داره...نخراشیده و گنده‌اس..دانشگاشون خوبه..دوستش با موهای فر و قهوه‌ای میاد یه دختره‌اس..یه لیوان چای می‌ده زیبا..زیبا لیوان رو می‌ذاره رو میزه و مرد ماهی‌فروش که معلم هس و هشتا بچه داره و حالا دانشجوئه ..تند تند دستاش رو تکون می‌ده و شلوغه داره در مورد چیزی می‌گه که ربط به درسشون داره....انگشتاش عین قطعات سوسیس بزرگه..دسش می‌ره تو چای زیبا..یکی از انگشتاش و من خنده‌ام می‌گیره...استاد میاد..اشکالای دفعه‌ی قبلی رو از رساله‌ی زیبا گرف..زیبا چای انگشت خورده رو تعارف استاد می‌کنه..استاد با لبخند می‌خوره..
زیبا با شیطنت به من نگاه می‌کنه..من می‌رم بیرون.