X
تبلیغات
رایتل

علم ِ فیلم دیدن.

یکشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 03:55 ق.ظ

سر شب بودکه گرسنه بودم.

باهاش حرف می‌زدم. پرسیدم کیانپارس کتناکی خورده؟ گفت نه....گفت می‌خواد من رو ببره بریونی هندی تهران ...یه بریونی اصفهانی تو اصفهان یه جای سرپوشیده بود که یادم نیس کجا بود..فکر کنم بازارش بود، خورده بودم که مزه دارچین و مغز گوشت می‌داد و به نظرم خوب نبود.هیچ دوس نداشتم شایدم چون اصفهانی بود دوست نداشتم.

بهرحال می‌گف کوبه لشکرآباد خورده خیلی خوب بوده ...گف بم میاد دسپختم  خوب باشه از رو شکل غذاها حدس می‌زنه.

گفتم براش گذا مذا می‌پزم یه وخ. بعد می‌گف یه حرفی رو خیلی وقته می‌خواد بم بگه یادش می ره من چاق نیستم و با دو بچه‌ای که دنیا اوردم خوبم  خودم حساسم.

گفتم شاید شوهرم قبلا این رو می‌گف و تو ذهنم مونده حرفش ...می گف شوهر تو زیادی لاغره، حرف زد بگو تو دوتا شکم بیار و مثل من بمون...می خندیدم خلاصه باهاش.

می گف جاهای خوش خوراک رو می‌شناسه براش فرق نمی‌ کنه دس فروش باشه یا باکلاس‌ترین جای ایران ...من گفتم منم مردای شکمو دوس دارم این‌که براشون غذا بپزی همه رو بخورن و راضی باشن.

زیبا می گف موقع زایمانم برام سه استامبولی پختی هنو تو کَفشَم بیا فردا بپزیم گفتم باشه.

اولین باره که زیبا اذعان می‌کنه دس پخت من رو دوس داشته...آدم خوبیه ...گاهی نکته‌سنجی و درک خوبی داره اما سطح پایینی داره یه مقدار آموزش پرورش این بلا رو سرش اورده جو همکارا ...آموزه‌های اساتید تربیت معلم و فلان ...اینا روی ذوق سلیقه و قدرت درک و شعورش اثر منفی گذاشته.

خوبی هاش به جا اما شاید اگر مرد بودم در کنار زنی مثل اون  با تموم مادر بودن‌ها و دلسوزی‌ها راحت نبودم ...البته منظورم ایوب نیس منظورم مردی با شعور اجتماعی و عاطفیِ بالاس.  واضحه که از سر جد ایوب هم بالاتر ه گرچه ایوب خوبی ها داره. ایوب نکته‌ی منفیِ اخلاقش چیزیه که از دوران دوستیش با زیبا، زیبا رو ازش برحذر داشتم ایوب یه کاف دوست واقعیه. اونم نوع مبتذل کلاف‌ها نظرش رو جلب می‌کنه. دماغ سربالا پوست برنزه موهای روشن ابروهای پهن و کوتاه سینه های عملی باسن عملی تاپ روشن، جین...چیزی که تو هر کاف بازاری فت و فراوون  ریخته.

زنهای جوون و دخترهای دانشجو یی که سر تو موبایل دارن و باش می‌خوابن چون می بینن نوکرشونه.

ایوب برای زنش بده فقط  چون زنش به‌حق نمی‌تونه خیانتاش(هاش..مجموعه‌ی بی‌شمار خیانت‌هاش) رو تحمل کنه. برای خانواده‌ی زن، خواهرزن، باجناقا بچه‎ها و مردم خوبه. به زنش کمک می‌کنه ظرف لباس او تو شستن بچه ایراد نگرفتن از غذا ...

زیبا زن وراجیه.

وقتی تلفن دستت هست و داری با شوهری،مادری زیدی کسی حرف می زنی محاله روی حرفات کامنت نداره جای تو نظر می‌ده و اکثرا درپیت.

براش فیلم گذاشتم: درخت زندگی.

از لحظه ی شروع فیلم حرف زد. 

_دیدی خارجیا زناشون همه‌اش این‌طوری‌ان؟ ...چطوری؟ معلوم نیست. فقط حرف می‌زنه که زده باشه.
بعدا موهام رو می‌بافم فر می‌کنم..این رنگ چه زشته...واااااای بمیرم پسر زنه مرد...شهرزاد یادته تو سن این پسره چقدر گریه می‌کردیم؟ پسر نیستم اما پسرا رو می‌فهمم..
من رو یاد عالیه، ترون و مجموعه‌ای از فرهنگی‌های عزیز می‌ندازه و البته تمام زن‌هایی که دیدم و بعضی از مردهایی که همون دهن و زبان تو وجودشون بود اما مثلا تنها تفاوت جنسی‌اشون با زن‌ها یان بوده که ممه نداشتن و چیز دیگه جای ممه تو بدن‌شون بود. همون‌طور وراج و لاینقطع در مورد هر موضوعی که بی‌ربط و باربط بشون ربط داره نظر می‌دن.
این ادعای پوشالی و بزرگ‌تر از دهن خود حرف زدن توی خونواد‌ه‌ی من مرسومه ..شاید مینا عقلش بکشه کمتر تو این زمینه فعال باشه و شیخ.

همت رو نشون می‌دن.

-این  همونی نبود که پسرش قد قد کرد؟

قد قد اصلی رو تو داری می‌کنی بشر. در مورد چیزی که نمی‌دونی حرف نزنی نمی‌میری.

حالا زیبا دلم می‌خواست فقط فیلم رو ببینه ساکت باشه.

این شون‌پن نیس؟ ازش متنفرم تو میلک بود دیگه؟ . اه اه اه چقد زشته یه جوریه.

یادته تو این سن چقدر گریه می‌کردیم؟ شهرزاد؟

زنی توی فیلم داره دل‌داری می‌ده به زن ِپسر مرده.

-وای از این زن‌ها خیلی خوشم میاد شهرزاد سن‌شون حکمت داره.

چرا باید در مورد همه چی همه چی بلااستثنا حرف زده بشه؟

فیلم دیدن سواد می‌خواد. من برای سرگرمی و وقت پر کردن فیلم نمی بینم. من ازروی علاقه و با دقت فیلم تماشا می‌کنم ...جوسازی، گریه حین فیلم حالم رو بد  می‌کنه سال همراه خوبیه اگه  نخواد گیر بده به گریه کردنت نه که بگه گریه نکن، بلکه زل بزنه و تو نخوای ببینه برای کجای فیلم  گریه کردی.

تا حالا با سال تونستم بی‌دغدغه و متمدنانه فیلم ببینم. احساساتی بازی درنمیاره و اگر تو دربیاری توی ذوقت نمی‌زنه حرفی کامنتی روی صحنه‌ها کمتر می‌ذاره جز برای فیلم‌های کمدی  که  از  خندیدیم تحریک  می‌شه.

این شد که وقتی فیلم قطع شد از خداخواسته گفتم گمش کردم و یه فیلم درجه دو یا سه کمدی گذاشتم که با خیال راحت پاش بخنده و وقتی ببینه نیستم پیشش بغض کنه ...هی برگرده نگام کنه و آخرش تنهایی پاش خوابش ببره.

دلم براش می‌سوزه و پشیمون می‌شم از بی‌اعتنایی‌ام بش  اما از عملکردهام پیشش و این‌که نگذاشتم خصوصیت محترمانه‌ و دونفره‌ی فیلم دیدنم با اظهارنظرهای  در پیت دیگران ملوث شه راضی‌ام.