X
تبلیغات
رایتل

شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 09:19 ب.ظ
تنهام تو خونه. به زیبا پیام دادن شهرزاد پیشته؟ مثلا دیشب که می‌اومدم من رو دیدن:)
بابا وبلاگ رو بخونید خوشکلای من. بخونید..حداقل خوب دروغ بگید..من که دور زدم اومدم تو مسیر هم دوتا گربه دیدم و یه معتاد. معتاده جون نداش بگوزه و گربه‌ها سرشون به آشغالا گرم بود..دیگه چه کسی ممکن بود صدا بزند شهرزاد؟
خو می‌خونید دیگه. چه اشکال داره. غریبه‌ها که می‌خونن شما که اولی‌بلمعروفید جیگرای من. اگه کیبوردم عربی بود مجبور بودم بنویسم جیکرم.
نه؟
این خودش خوشبختیه.
زیبا بچه‌ها رو برد خونه آقام حالا که لو رف این‌جام و ...قدیما که تنها می‌شدم کارای بهتری بلد بودم. مثلا می‌گفتم برم خودم رو بکشم..دلیل خاصی هم نداش. غمگین افسرده اینا هم نبودم. اما حوصله‌ی موندن نداشتم. دلم می‌خواس بخوابم و مردن شبیه یه خواب طولانی بود.
حالا دیگه حوصله‌ی مردن ندارم..مثلا در هال رو به حیاط زیبا اینا رو باز می‌کنم و می‌بینم جیاط تاریک تاریکه..فکر می‌کنم جونم تاریکی ..توش راه می‌رم سیگار می‌کشم..یادم میاد زیبا گفته بود نمی‌دونم کی بش گفته بوده که خوشش میاد وقتی زیبا رو می‌بینه سیگار می‌کشه..چال صورتش فرو می‌ره یا چیزی این‌طوری.
من به‌هرحال صورتم چال نداره و سیگار کشیدنم ستمه. فیلترم خیس می‌شه..و یاروش می‌ریزه تو سینه‌ام..اما بیرون دادن دود خوبه..انگار یه چیزی تو روحت هس داری دودش می‌کنی و می‌فرستیش تو هوا..همینش خوبه..
عود روشن می‌کنم و اسفند و ایوب زنگ می‌زنه..صداش رو متوجه نمی‌شم..همیشه با عشوه حرف می‌زنه...وقتی با زیبا دوس بود و زیبا گفته بود بیا باش حرف بزن ببین چه‌طوریاس..صداش رو شنیده بودم و گفته بودم من باشم زن مردی که صداش این باشه نمی‌شم..چیه این داره می‌کنه یا حرف می‌زنه..
حوصله ندارم باش حرف بزنم تند می‌گم من زیبا نیستم که شباهت صدا به اشتباه نندازتش می‌گم  که زیبا رفته بیرون و چون تنهام تو خونه نیاد خونه، زنش خونه آقامه بره اون‌جا.
باشه چشمش رو می‌شنوم..می‌گه چیزی لازم نداری..می‌گم نه والا..خدافظ و میام..یاد میاد یه دوش بگیرم ...شاید یه جارو هم زدم از دیشب که فقط خوردم و خوابیدم و تن گنده کردم..می‌دونم مورد غضب مادرم پدر خواهر و برادرها واقع شدم حالا..
مادرم می‌گه به شهرزاد بگید برام بخور جاوی و عود بیاره...فقط اون می‌دونه چی بگیره..خو باشه می‌گیرم.
عود زیبا خیلی امام‌زاده‌ئیه..یه وقت از یه جای خوب براش عود پدرمادردار بگیرم حال کنه با عطرش..خودش که دو سه بسته سیگارش رو حاتم‌بخشی کرد به ما اُ رف.
دیگه هیچی ندارم بگم.
جز این‌که عکس بذارم.
بعد از جارو احتمالا.
راسی خدمت اونایی که می‌خونن عارض باشم که تو تاریکی مواد هم کشیدم..خو می‌دونین مرد همسایه‌ی زیبا اینا عزبه..اولش رفتم پیشش خندیدیم اینا..بوس داد و مواد گرفتم..یه نخودی..قراره شده برای بعدنام غیر از بوس قلب هم بدم..
یعنی ذمه‌اتون رو پاک نمی‌کنم به آقام اینا نگید.
ها باریکلا.