X
تبلیغات
رایتل

شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 08:50 ب.ظ
مرض دارم که عکسای زشت برای سال بفرستم..گلومو به گردنم فشار می‌دم غبغب‌دار می‌شم..غبغب فشرده می‌شه و صورتم شبیه یه لوبیای زرد و پهنه..موهام شونه نشده و یه دونه از ابروهام نصفه. مینا بم گفته بود چطور می‌تونی با یه لنگه ابروی نصف بگردی.
یه ابروم رو نصف کرده بودم که مداد بکشم و حوصله‌ام نشده بود اون یکی رو هم نصف کنم..خودش رو کشته بود چرا برات مهم نیس...چرا برات مهم نیس که نانا تموم برچسباش رو بزنه به یخچال..یه جای یخچال نه تموم و کلش رو..این‌همه بی‌نظم و بچه‌گونه بشه در یخچالت.
واقعا نمی‌دونم چرا برام مهم نیس. چون مهم نیس. چون چیز زیادی مهم نیس...چون ابروها و موها و برچسبا مثل آدمای این دنیا می‌مونن..نصف‌شون می‌کنی و باز کامل می‌شن..رنگ‌شون می‌کنی باز سفید می‌شن..می‌کنی‌شون باز زده می‌شن...
-برات مهم نیس مردم ببینن وسیله‌ات مرتب نیس و شکلش خراب شده؟
خندیدم..خیلی هم
فکر کن غصه بخوری: وای حالا مردم میان و می‌بینن برچسبای روی یخچالم مرتب نیس...جای لکه رو شیشه هس..چه فضاحتی....چه درد بزرگی...چه معضل لاینحلی..
پشتم رو خارونده بودم و گفته بودم چرا مهمه فکر کنم..مینا گفته بود نه می‌دونم برات مهم نیس از چشما و نگات مشخصه....اما کس زیادی خونه‌ی تو نمیاد.
گفته بودم آره نمیاد. کس‌های زیادی نمیان. اونایی که میان کمن. کم.
گفته بودم مواظب ابروهاش باشه و موهاش رو مرتب کنه و مواظب باشه شوهرش یا سول یه خط رو وسیله‌هاش نندازه. زندگی برای امثال اون خوب می‌گرده اتفاقا..
البته این حرف رو با بی‌اعتقادی تموم می‌زنم. چه کسی تعیین می‌کنه خوب یعنی چی؟ و خوب گشتن یعنی چی؟ و زندگی خوب یعنی چی؟
احساس درونی آدم یکی‌شه. احساس درونی آدما تعیین می‌کنه.
چیزای دیگه رو بلد نیستم.