X
تبلیغات
رایتل

شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 08:28 ب.ظ
می‌رم تو اتاق خواب زیبا.
در رو روی خودم می‌بندم.

می‌بینم..کسی هست. توی اتاق کسی انگار روی تخت نشسته. به خودم می‌گم اگه این توهم باشه دیونه‌ام.

آروم زیر لب می‌گم سلام..جواب می‌ده سلام..می‌گم هستی..؟..چهار زانو با خالی روی گونه..یه لیوان چای بم می‌ده:
می‌چشم: عطریه؟
می‌گه نمی‌دونم تو داری می‌خوری..می‌گم نکنه پس تو هم وهم و خیال باشی؟ می‌گه تو خیلی برات توهم و خیال و حقیقت و واقعیت مهمه..چه اهمیتی داره؟ اگه به خودت بیای و ببینی خودت یه وهم و خیالی چی؟
می‌خندم.
دندونام زرده انگار. چرا حس می‌کنم دندونام زرده انگار؟
می‌گم خوبی؟
می‌گه می‌گذره..چشماش چه رنگیه؟ سیاه..زنه یا مرده؟
مرده.
چرا؟
چون این‌طور جذاب‌تره.
اوهوم.
چایِ خوبیه.